تبليغاتX
مسافر تاریکی

مسافر تاریکی

زندگی زیبا نیست....زندگی تجسم زیباییست!!!

سلام به همه ی بروبچ گلی که میان و بهم سر میزنن

میخواستم بگم که میسی ازنصیحت هایی که میکنین

اما حقیقت اینه که من عشق رو قبول ندارم تا به حال هم عاشق نشدم این وبلاگ رو ساختم واسه اونایی

که میگن عشق وجود داره ولی معنیش رو نمی دونن!!!

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت21:36توسط لنا | |

Image and video hosting by TinyPic

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت16:12توسط لنا | |

شب دلش برای من گرفته بود من دلم برای سکوت ............             امشب برای هم گریه میکنیم!!!Image and video hosting by TinyPic

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت10:58توسط لنا | |

Image and video hosting by TinyPic

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت10:22توسط لنا | |

ياد باشه كه اومدم ولي چشمات منو پس زد يادت باشه وقتي ميرم پشت سرم داد نزني بود بهم نگو كه من بودم بازيچه دستاي تو، بهم بگو دوستم داري بهم بگو دوستم داري تو رو خدا بگو به من نزار كه من نابود بشم، نزار كه اشكام بريزه دونه دونه روي زمين، بهم نگو دوست نداريم بهم نگو.نزار تا تنها بمونم، دوست دارم دوست دارم حتي حالا كه رفتي يو با دشمنام نشستي دل منو شكستي بازم ميگم عاشقتم ديوونتم ،اگه بري به دور دورا بازم تو خاطر مني دوست دارم تا زنده ام حسرت اون نگاهتو ميبرم با خودم به گور..................!

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت6:50توسط لنا | |

Image and video hosting by TinyPic

هیچ حرف دگری نیست که با تو بزنم  ...... تو نمی فهمی اندوه مرا .......!

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت11:32توسط لنا | |

Image and video hosting by TinyPic

دلم گرفته از ادمایی که میگن دوست دارم اما معنیش رو نمی دونن...........

از ادمایی که میخوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن..........

از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی  افتاب میشه همه چیز یادشون میره...........

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت11:23توسط لنا | |

نمی دانم چرا رفتی

نمیدانم چرا شاید خطا کردم          و تو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی

نمیدانم کجا تا کی  برای چه ؟        ولی رفتی وبعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید

و بعد از رفتنت گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد     و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد

کسی فهمید تو نام  مرا از یاد خواهی برد

و من با انکه میدانم  تو  هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد

هنوز اشفته چشمان زیبای توام   برگرد...........................

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت0:36توسط لنا | |

Image and video hosting by TinyPic

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت0:14توسط لنا | |

ان روز که رفتی من گریه کردم هر چند نتوانستم قطره اشکی بدرقه راهت کنم

اما در دل اشک می ریختم تو رفتی و من سکوت را به فریادی مبدل کردم

و احساس دو ست داشتن را به عمق وجودم رساندم که تا ابد چشمان قشنگت

در ان جای گیرد تو رفتی و من بهانه ی تمام دلتنگی هایم را در لحظه های 

با تو بودن خلاصه کردم و از عشق تو معبدی ساختم که در ان هر لحظه به عبادت

عشق تو بپردازم........................................................................!!! 

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت0:2توسط لنا | |

تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره

                                             سهم اون یه عشق تازه سهم تو طناب داره.....

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت23:27توسط لنا | |

مرا از یاد خواهی برد میدانم  .............

 ..................................و من از دیدگان سرد تویکروز  میخوانم 

  سرود تلخ و غمگین خداحافظ  ..............             

چه غمگین است این رفتن.................وزین روزهای سرد تنهایی

چه بیزارم  ...................مرا از یاد خواهی  برد میدانم

که از یادم نخواهی رفت.................................................!!!!        

 

 

 

 

     

+نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت19:12توسط لنا | |

روزی از مادر متولد شدم صدایی طنین افکند از او پرسیدم:تو کیستی

گفت به من غم هستم در ان زمان فکر می کردم  که غم  عروسکی است

که می توان با ان بازی کرد ولی هیچ گاه نمی دانستم که خود عروسکی

هستم بازیچه دست غم...........

+نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت19:10توسط لنا | |

Image and video hosting by TinyPic

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت4:0توسط لنا | |

قلب من هدیه ی نا چیزیست تقدیم به شما

                                                                   گر چه در شآن شما نیست همین را دارمImage and video hosting by TinyPic

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت3:34توسط لنا | |

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه

خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی

باشد به دسته کودکی گستاخ و بازیگوش واو یکریز و پی در پی دم خویش را بر گلویم

سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را اشفته تر سازد بدین سان بشکند در من

سکوت مرگبارم را.........!

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت17:34توسط لنا | |

 

 

Image and video hosting by TinyPic

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم.........!

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت6:17توسط لنا | |

Image and video hosting by TinyPic

از تمام دنیا فقط چشمانت را می خواستم ایا اسمان سهم زیادی از دنیاست!!!؟؟؟

 

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت5:57توسط لنا | |

Image and video hosting by TinyPic

((لحظه ها رو گذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از انکه لحظه ها همان خوشبختی بودند ))

+نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت15:23توسط لنا | |

Image and video hosting by TinyPic                                                    

 دوست داشتم یادت هست.....گفتم: دوست دارم......و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن

رفتم تا بزرگ شوم ....((اما اونقدر بزرگ شدم که یادم رفت دوست داشتم....))!!!

+نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت15:0توسط لنا | |

  • امروز شنیدم که رفته ای.........و دلم باز شکست.........و تنم باز گریست

و نگاهم پی یاری گم شد.........من چه تلخم..........امروز!!!!!!!           

+نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت6:57توسط لنا | |

وقتی گلدون خونمون شکست

بابا گفت: قسمت بود............!

مامان گفت:حیف بود..........!

خواهرم گفت:قشنگ بود......!

برادرم گفت: کاش ۲ تا داشتیم.......!

اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود....!!!

+نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت5:35توسط لنا | |

Image and video hosting by TinyPic 

+نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت5:19توسط لنا | |

اگه شکسته شدن قلب و غرور صدا داشت عاشقا سکوت شب را ویران میکردن!!!!

+نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت4:43توسط لنا | |